سفارش تبلیغ
صبا ویژن

عدالت طلبی ؛‏ از مفهوم تا مصداق

یکشنبه 86 آذر 18 ساعت 10:24 عصر

عدالت‏طلبی نه فقط حقّ دانشجویان بلکه یکی از تکالیف مهم آنان است که مورد تأکید ویژه رهبر معظم انقلاب هم بوده و هست. در اصل این مطلب هیچ شک و شبهه ای نیست و کسی نمی تواند مانع عدالت‏طلبی دانشجویان شود. اما سخن من در این پست بر سر نحوه مطالبه عدالت است. به تعبیر دیگر کسی می تواند مطالبه عدالت کند که ابتدا عدالت را بشناسد.
یک وقت شما می گویی من عدالت طلب هستم؛ به این معنی که من خواستار تحقق عدالتم. اما اینکه مصداق عدالت چیست را نمی دانم. یعنی من قضاوتی نمی کنم که چه کار یا چه حکمی عادلانه است و چه حکمی ناعادلانه. من فقط از مسولان می خواهم که در تمام زمینه ها عدالت را اجرا کنند. اما در مورد تشخیص مصداق عدالت اظهار نظری نمی کنم. این همان تعبیری است که چند روز پیش سخنگوی قوه قضائیه خطاب به دانشجویان داشتند که «دانشجویان از ما عدالت را مطالبه کنند.»
اما یک وقت شما علاوه بر اینکه عدالت را مفهوماً مطالبه می کنید، وارد بحث مصداقی هم می شوید و می گویید فلان کار عادلانه است، پس باید انجام شود؛ یا فلان حکم ناعادلانه است، پس باید نقض شود و... عرض بنده درست همین است که فقط کسی می تواند چنین بگوید که مصادیق عدالت را شناخته باشد و به یقین بداند که چه کاری عادلانه و چه حکمی ناعادلانه است.
آنچه گفتم مقدمه‏ای بود برای بیان این نکته که مدتی است گروههای مختلف دانشجویی تحت عنوان عدالت‏خواهی به بعضی آراء و احکام صادر شده در قوه قضائیه اعتراض می کنند و این آراء و احکام را مخالف عدالت قلمداد می کنند. سوال بنده این است که این دوستان عزیز عدالت‏خواه _که بسیاری‏شان اتفاقاً از دوستان خوب من هستند و در اخلاص و وظیفه‏محوری‏شان تردیدی ندارم_تا چه اندازه عدالت قضائی را می شناسند که اینگونه قاطعانه و بی‏تردید قوه قضائیه را به رفتارهای ناعادلانه متهم می کنند؟
بله؛ همان‏طور که در ابتدا عرض کردم اگر عدالت‏طلبی به معنی مطالبه عدالت به طور کلی و بدون تعیین مصداق خاص باشد، نیازی به آگاهی از ظرایف و دقایق عدالت قضائی ندارد؛ اما از ظواهر اظهارات دوستان اینطور مشخص می شود که ایشان به این حدّ بسنده نکرده اند و به صورت مصداقی در مورد چند پرونده مشخص، قاضی را به عدم رعایت عدالت در قضاوت متهم می کنند؛ و حال آنکه چنین اظهار نظرهایی باید در محیطی کاملاً تخصصی و کارشناسی صورت بگیرد و لازمه آن هم آگاهی دقیق از معیارها و ضوابط عدالت قضائی است که متاسفانه بخش قابل توجهی از این دوستان از آن بی‏اطلاعند و یا اطلاعاتشان روزنامه‏ای و سطحی است.

عدالت طلبی

به عنوان مثال فقط در مورد یک پرونده که این روزها حساسیت‏برانگیز شده است کمی توضیح می دهم؛ هر جرم از سه عنصر قانونی، مادی و معنوی تشکیل می شود و در صورت فقدان هر یک از عناصر سه‏گانه،‏ جرمی تحقق پیدا نمی کند و هرگاه جرمی محقق نشود، مجازاتی هم مترتب نمی شود. جاسوسی برای بیگانگان مسلماً یک جرم است. یعنی اگر شخصی به قصد جاسوسی اقدام به جمع‏آوری و انتقال اطلاعات به بیگانگان کند بر اساس قانون مجرم تلقی می شود و به مجازات مقرر در قانون محکوم می شود. اما اگر هر کدام از دو عنصر مادی(یعنی فعل متهم) و معنوی(یعنی قصد مجرمانه متهم) برای قاضی محرز نشود، قاضی اجازه صدور حکم ندارد و نمی توان متهم را به صرف شواهد و قرائن غیر قطعی مجازات کرد. با این اوصاف بفرمایید اگر قاضی به گناهکار بودن متهم حکم کند، کار عادلانه‏ای کرده است یا ناعادلانه!؟
در اسلام و نظام حقوقی اسلامی ما، اصل اولیه بر برائت و بی‏گناهی همه افراد است مگر اینکه خلاف آن محرز و اثبات شود. مرجع این احراز و اثبات هم قاضی واجد صلاحیت قانونی است؛ نه عامه‏ی مردم و نه دانشجویان و نه مسولان سیاسی و نه نمایندگان مجلس و نه حتی وزیر اطلاعات و شخص رئیس جمهور.
ممکن است فرضاً برای وزارت اطلاعات اثبات شود که فردی اقدام به ارائه اطلاعات به بیگانگان کرده است؛ در اینصورت اولاً حوزه اظهار نظرهای اطلاعاتی و امنیتی را باید از حوزه صدور احکام قضائی جدا بدانیم. (کما هو الحقّ) ثانیاً اثبات این مطلب برای وزارت اطلاعات نمی تواند لزوماً برای دستگاه قضائی هم حجت و الزام‏آور باشد و مطلب را برای قاضی هم اثبات کند. چرا که اصل اساسی استقلال قضائی چنین اقتضاء می کند. ثالثاً اگر اصل این مطلب هم احراز شود، بین ارائه اطلاعات به بیگانگان و جرم جاسوسی تفاوت ماهوی وجود دارد و رابعاً اینها همه در قلمرو عنصر مادی جرم است و برای مج