1   2   3   4      >

+ لطفاً مراقب قلب خود باشید!

شنبه 29 دی 1386 ساعت 11:35 عصر

گفتیم خلاصه زیارت عاشوراء مسأله ولایت است و رسیدن به مقام ولایت الله مراحلی دارد و مرحله‏ی اول آن معرفت است. معرفت هم یعنی شناخت صحیح و عمیق نسبت به خویش و خدای خویش و امام عصر خویش؛ اما سخن از مرحله دوم است: یعنی محبّت؛ معرفت به امام زمان باعث جلب محبت قلبی انسان به ایشان می گردد؛
یکی از ویژگی‏های انسان گرایش فطری به زیبایی‏هاست. انسان ذاتاً مجذوب جمال و زیبایی‏ها می‏شود. بله؛ گاهی در تشخیص مصداق زیبایی دچار مشکل می‏شود و آنچه حقیقتاً زیبا نیست را زیبا می‏پندارد و به آن متمایل می‏شود و آن را دوست می‏دارد.
لذا باز هم به اهمیّت مرحله‏ی قبل (معرفت) تأکید می‏کنم. چون منشأ عشق‏ها و محبت‏های کاذب ما، شناخت غلط ما نسبت به معشوق‏ها و محبوب‏هایمان است.
اگر خدا به کسی عنایت کند و بتواند به امام عصر خویش معرفت صحیح پیدا کند مسلماً محبوبی جز او برنخواهد گزید. چون آن وجود نازنین مجمع همه‏ی خوبی‏ها و زیبایی‏ها و کمالاتی است که انسان فطرتاً طالب و خواهان آن است.
پس معرفت، منشأ محبّت می‏شود؛ هرچه معرفت بیش‏تر باشد، محبّت نیز بیش‏تر و عمیق‏تر می‏شود و آنچه عشق می‏نامیم عبارت است از همین محبّت شدید. سرّ اینکه قرآن در وصف مؤمنان می‏فرماید «والّذین آمنوا أشدّ حبّاً لله» همین است؛ یعنی مؤمنان که معرفت بیشتری به خدا دارند، محبتشان هم به خدا شدیدتر است و به تعبیر بهتر عاشقان خدایند.
اما آنجا که اشرف مخلوقات و خاتم انبیاء می‏فرماید «ما عَرَفناکَ حقَّ معرفتِک»، کیست که بتواند ادعای معرفت و محبت کند!؟  کسی که خدا را و ولیّ‏خدا را نشناخته است حقیرتر از آن است که بتواند لاف عشق و عاشقی بزند.
یک نکته‏ی مهم را هم باید در این پست یادآوری کنم؛ محبّت، فعل قلب است. اعضاء و جوارح ما هر کدام عمل و فعل مخصوص به خود را دارند؛ با گوش می‏شنویم و با چشم می‏بینیم و با زبان سخن می‏گوییم و... و با قلب، دوست می‏داریم و محبت می‏کنیم و عشق می‏ورزیم و از آن‏سو نفرت می‏ورزیم و مبغوض می‏داریم. عمل قلب، حبّ است و بغض؛
اما آن نکته‏ی مهم این است که قلب مانند ظرفی است که فقط یک مظروف در آن جای می‏گیرد. دو محبّت متضادّ در یک قلب جا نمی‏شود و هر انسان هم فقط یک قلب دارد. «ما جَعَلَ الله لِرَجُل مِن قلبینِ فی جوفِه».


اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم 


در قلبت یا حبّ خدا و اولیاء خداست و یا حبّ غیر خدا؛ فرقی هم نمی‏کند آن غیر خدا چیست یا کیست. حبّ مال، حبّ ریاست و مقام، حبّ نفس یا شهوات فانی زودگذر یا... آنچه در روایات ما تحت عنوان حبّ الدنیا آمده است همین محبت‏های غیر الهی است که عنوان کلی حبّ دنیا به آن اطلاق می‏شود.
پس عزیزم، بنگر به که دل بسته‏ای؟ ظرف قلبت را از محبّت که پر کرده‏ای؟ قلبی که حرم‏الله است را به که سپرده‏ای و چه کسی را در آن ساکن کرده‏ای؟
مواظب قلبت باش!

    * منبر قبل : گام اول؛ معرفت


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


   1   2   3   4      >

لیست کل یادداشت ها

[16/4/1386- 10:51 ع] کوی دانشگاه و عبرت هایش
[آرشیو شده ها]