سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

چرا جریان انحرافی از مردم می‏ترسد؟

یکشنبه 90 خرداد 8 ساعت 10:30 صبح

1- نظام حقوق و تکالیف متقابل حاکمان و مردم در منشور سیاست علوی یکی از وظایف اصلی مردم در قبال حاکمان جامعه را «النصیحة لأئمّة المسلمین» می‏داند. یعنی مردم نباید مسؤولان را به حال خود رها کنند تا خدای ناکرده در اثر انحرافات فکری و اجرایی، خود و جامعه را به تباهی بکشانند.
بر این اساس بر مردم عقلاً و شرعاً «واجب» است که خیرخواه و دلسوز حاکمان باشند و در بزنگاه‏های حساس، با اتخاذ تدابیر مناسب پیام‏های هشدارگونه‏ی خود را به گوش مسؤولان رسانده و کژی‏ها را راست کرده و حاکمان را در صراط مستقیم خدمت و عدالت حفظ کنند. این همان امر به معروف و نهی از منکری است که به فرموده‏ی رسول خدا(ص) اگر ترک شود، خوبان امّت هم در آتش قهر الهی و غلبه‏ی منکرات خواهند سوخت.
2- شاید از همان اوایل آغاز به کار دولت نهم، رگه‏هایی از جهت‏گیری‏های انحرافی و تفکرات التقاطی در سخن و رفتار بعضی حامیان و اطرافیان رئیس‏جمهور به چشم می‏خورد و بعضی دیده‏های تیزبین، از همان زمان هم تذکراتی را مطرح می‏کردند؛ امّا از یک طرف به دلیل ضرورت حمایت از دولت خدمت‏گزار و از طرف دیگر به جهت عظمت تلاش و خدمات صادقانه‏ی رئیس‏جمهور، رگه‏های انحرافی به‏قدری ناچیز جلوه می‏کرد که بسیاری آن را کم‏اهمیّت تلقّی کرده و بعضی نیز اصلِ مطرح کردن آن را باعث پر و بال گرفتن آن می‏دانستند.
لذا آنچه در عمل اتفاق افتاد این بود که جریان نفوذی انحرافی با سوء استفاده از سکوت و مدارای کریمانه نظام و خواصّ روشن‏ضمیر، در حرکتی خزنده در درون دولت لانه کرد و هر روز به رئیس‏جمهور نزدیک‏تر شد و هرچه بیشتر قدرت پیدا کرد، یاران انقلابی و متعهّد رئیس‏جمهور را با بهانه‏های مختلف از اطراف او حذف کرد و کم‏کم یکّه‏تاز میدان قدرت شد.
این روند تا آنجا ادامه یافت که در میانه‏ی دولت دهم، بسیاری از خواصّ اهل حق که روزی با تحلیل‏ها و برداشت‏های مختلف، پرداختن به مقوله‏ی جریان انحرافی را در دستور کار نمی‏دانستند، دیگر سکوت را جایز ندانسته و بر خود لازم دیدند که در مقابل آن موضع‏گیری کرده و جامعه را از خطری قریب‏الوقوع آگاه ساخته و هشدار دهند.
3- آنچه این روزها در صحنه‏ی سیاسی کشور در جریان است، چند بازیگر اصلی دارد که باید نقش و کارکرد ویژه‏ی هر یک را بررسی کرد:
الف- «جریان انحرافی» که سرمست از قدرت و به‏خیال خود، خرسند از تسخیر عقل و قلب رئیس‏جمهور مشغول عربده‏کشی است.
ب- «دشمنان بیرونی» که از طرفی مشغول دمیدن در شیپور حاکمیت دوگانه‏اند و از طرف دیگر، برای جریان انحرافی سوت و کف می‏زنند و هورا می‏کشند.
ج- «خواص اهل حق» که اندک‏اندک وارد میدان مبارزه با جریان انحرافی شده و در مصاحبه‏ها و سخنرانی‏ها و تحلیل‏های خود دست به افشاگری می‏زنند و البته طیف وسیعی را شامل می‏شوند.
د- «خواص اهل باطل» یا مردودان و مطرودان فتنه‏ی 88 که آب گل‏آلود موجود را فرصت مناسبی برای ماهی‏گیری یافته و به دنبال کسب وجهه‏ای برای خود هستند و بعضاً میدان‏دار مبارزه با جریان انحرافی شده‏اند!
هـ- «رئیس‏جمهور» که ظاهراً گوش شنوایی برای شنیدن انتقادات به‏حقّی که نسبت به عملکرد جریان انحرافی و خطرات آن وارد می‏شود ندارد و یا بنا به دلایلی که خواهم گفت، این‏گونه وانمود می‏کند.
و- «مقام معظّم رهبری» که با درایت و هوشمندی خاصّ خود، صحنه را به دقّت رصد فرموده و ضمن تأکید بر حفظ آرامش، هشدار داده‏اند که اجازه‏ی انحراف درمسیر انقلاب را نخواهند داد.
ز- «مردم» که غالباً تا کنون فقط نظاره‏گر صحنه بوده‏اند و هنوز نقش فعّالی را بر عهده نگرفته‏اند.
4- با یک تحلیل می‏توان از بین هفت نقش مطرح‏شده، «مردم» را بازیگر نقش اصلی آخرین پرده‏ی این نمایش دانست که آخرین کلید را در دست دارند و سرنوشت ماجرا به تصمیم و اقدام آنها وابسته است. چرا که:
دشمن که دشمن است و جز دشمنی نباید از او انتظاری داشت؛ جریان انحرافی هم که به این سادگی‏ها دست از سر رئیس‏جمهور برنخواهد داشت؛ خواصّ اهل باطل هم که به چیزی جز منافع خود نمی‏اندیشند؛ خواصّ اهل حق هم که کم و بیش به وظیفه‏ی روشنگری خود عمل کرده‏اند، ولی هنوز نتیجه‏ی دلچسبی نگرفته‏اند؛ و تحقق عملی تدابیر مقام معظم رهبری هم که وابسته به بصیرت انقلابی و حضور فعّال «مردم» در صحنه است.
بر این اساس، این مردم هستند که می‏توانند رئیس‏جمهورشان را از خواب غفلت بیدار کنند؛ این مردم هستند که باید به وظیفه‏ی «النصیحة لأئمّة المسلمین» عمل کنند و دلسوزانه دست احمدی‏نژاد را بگیرند و نگذارند او خود را به پرتگاه هلاکت بیفکند؛ این مردم هستند که باید عملاً (و در عین دلسوزی و خیرخواهی) به رئیس‏جمهور بفهمانند که اگر به او رأی داده‏اند، اگر برای رأی‏آوری او نذر و نیازها کرده‏اند، اگر در سفرهای استانی با آن همه شور و شعور از او استقبال کرده‏اند، اگر تا به‏حال از او حمایت بی‏دریغ کرده‏اند و بسیاری اگرهای دیگر که ممکن است عامل غفلت و توهّم و خودباوری مفرط رئیس‏جمهور شده باشد، همه‏ی این اگرها برای آن بوده است که مردم رئیس‏جمهور را در خطّ ولایت‏فقیه و سربازی شایسته برای مقام معظم رهبری می‏دانسته‏اند؛ وگرنه هیچ‏کس عاشق سینه‏چاک و بی‏قید و شرط رئیس‏جمهور نبود و نیست.
5- امروز مردم رسالت سنگینی بر عهده دارند. مثل بسیاری از گردنه‏های حساس تاریخ اسلام، امروز هم مردم تعیین‏کننده‏ی نهایی‏اند و حرف آخر را می‏زنند. مسلّماً اگر مردم بتوانند به درستی و به‏گونه‏ای که باعث سوء استفاده‏ی دشمن هم نشود، صدای خود را به گوش رئیس‏جمهورشان برسانند و این هشدار دلسوزانه را به ایشان بدهند، پرده‏ی پایانی ماجرا به خوبی رقم خواهد خورد و فتنه‏ای دیگر در نطفه خفه خواهد شد.
اهمیّت و کارکرد استثنایی نقش مردم آنجا روشن‏تر می‏شود که می‏بینیم هرچه خواصّ روشن‏ضمیرمان تذکر می‏دهند و در رسانه‏ها و روزنامه‏هایشان می‏نویسند، از رئیس‏جمهور قریب به این مضمون می‏شنوند که «من اصلاً روزنامه نمی‏خوانم و فرصت مراجعه به رسانه‏ها را هم ندارم»! البته شاید واقع‏بینانه‏تر آن باشد که بگوییم رئیس‏جمهور صدای خواصّ را می‏شنود، امّا چون از طرفی خود را مستظهر به آراء مردم می‏داند و از طرفی در اخلاص و دلسوزی بعضی خواص تردید دارد، ترجیح می‏دهد گفته‏های آنها را ناشنیده بگیرد.
اینجاست که «مردم» باید بار این مسؤولیت الهی را رأساً بر دوش بکشند و صدای خود را مستقیم و بلاواسطه‏ی رسانه‏ها به گوش رئیس‏جمهور برسانند و احمدی‏نژاد را نجات دهند. مطمئناً اگر رئیس‏جمهور فریاد هشدارگونه‏ی مردم را از خودِ مردم بشنود، بر خود خواهد لرزید و به خود خواهد آمد و معادلات ماجرا تغییر خواهد کرد. پس خروج از «نظاره‏گری و انفعال» و پی‏گیری «راهبرد بصیرت فعّال» وظیفه‏ای است که امروز بر عهده‏ی مردم است.
6- البته این روزها شواهدی به چشم می‏خورد که نشان می‏دهد جریان انحرافی هم به خوبی فهمیده است که مردم به این راحتی‏ها از رئیس‏جمهور محبوب خود دست نمی‏کشند و اجازه‏ی مصادره‏ی او را نمی‏دهند. جریان انحرافی می‏داند که در اوّلین فرصتی که توده و بدنه‏ی مردم (یعنی همان‏هایی که احمدی‏نژاد از جنس آنان است) با رئیس‏جمهور مواجه شوند، حرف دل خود را با او در میان خواهند گذاشت و با تلنگری دلسوزانه او را متوجه اشتباه خود خواهند کرد. لذا این جریان سعی می‏کند حتّی‏المقدور به‏گونه‏ای برنامه‏ریزی کند که تا زمانی که آب‏ها از آسیاب نیفتاده، رئیس‏جمهور با توده‏ی ملّت و متن امّت مواجه نشود.
بر همین مبناست که سفر استانی رئیس‏جمهور به قم را به تعویق می‏اندازند و در نهایت هم به سفری یک‏روزه برای افتتاح چند طرح عمرانی آن‏هم بدون حضور متن مردم تقلیل می‏دهند و باز زمزمه‏هایی را مبنی بر لغو سخنرانی رئیس‏جمهور در مراسم ملّی و دینی 14 خرداد مطرح می‏کنند. چون آنها می‏دانند که 14 خرداد یعنی حضور عصاره‏ی ملّت در صحنه‏ی سیاست‏ورزی دین‏مدارانه.
امّا به کوری چشم دشمن، ملّت بیدار است و مردم به خوبی با وظایف خود آشنایند. همان مردمی که 14 خرداد سال گذشته از روی دلسوزی و خیرخواهی به جناب آقاسیدحسن خمینی تذکر دادند که «وصیّت حاج احمد/پیروی از ولایت»، این‏بار آماده‏اند تا در اوّلین مواجهه‏ی حضوری با رئیس‏جمهور (چه در 14 خرداد و چه هر زمان دیگر) به پاره‏ی تنشان و رئیس‏جمهور محبوبشان دلسوزانه تذکر دهند که مبادا با توطئه‏ی دشمنان، دستانت را از دست مجروح علمدار نهضتِ به‏سوی ظهور جدا کنی؛ که این دست در دستِ ولیّ خداست و دست او نیز در دست خداست و «ید الله فوق أیدیهم».
البته هوشمندی ملّت اقتضا می‏کند که این تذکر، توأم با اخلاق اسلامی و رعایت ادب و احترام نسبت به مقام ریاست‏جمهور باشد تا ناخواسته زمینه‏ی سوء استفاده‏ی جریان انحرافی و گرگ‏های کمین‏کرده‏ی خارجی را فراهم نکند و در عین حال، برای رئیس‏جمهور غفلت‏شکن و الهام‏بخش باشد. و صد البته، این هنر انقلاب و اسلام و هنر ولایت‏فقیه است که نسل‏هایی را تربیت می‏کند که چنین بیدار و حماسه‏آفرینند.

این یادداشت در سایر رسانه ها: مشرق / جهان / ندا / رجا

یادداشت های مرتبط: علّت انتحار جریان انحرافی چه بود؟ / کودتای رسانه‏ای و آفت جابه‏جایی اصل و فرع / احمدی‏نژاد در آزمون ولایت‏پذیری / نقش عوامل خاکستری فتنه در تخریب سید حسن خمینی


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []



لیست کل یادداشت ها

آیا رهبر انقلاب از خطوط قرمز مذاکرات هسته ای کوتاه آمدند؟
زنده باد خامنه ایِ رهبر!
روز قدسی که سیدحسن نصرالله را از نزدیک دیدم!
توصیه حاج آقا مجتبى? تهرانی به رزمندگان مقاومت اسلامی
غزه در انتظار راهپیمایی ما
پیام یک جوان فلسطینی به جوانان ایرانی
[عناوین آرشیوشده]