سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی

 

اهمیت و هوشمندانه بودنِ راهبرد حکیمانه رهبر معظّم انقلاب اسلامی مبنی بر پیگیری سرنوشت توافق هسته ای از طریق «مجرای قانونی» بر کسی پوشیده نیست. از طرف دیگر، رهبر معظم انقلاب با تأکید چند باره بر عبارت «چه تصویب بشود و چه نشود» دست مجاری قانونی را برای بررسی آزادانه متن توافق باز گذاشته و احتمال تصویب و عدم تصویب را به یک اندازه مطرح کردند. اینک سؤال اساسی این است که دستگاههایی که قانوناً وظیفه بررسی #متن_فراهم_آمده از مذاکرات و تصویب یا عدم تصویب آن را برعهده دارند، بر مبنای چه ملاک و معیاری باید این مأموریت خطیر را به انجام برسانند؟ به عبارت واضح تر: اگر متن فراهم آمده دارای چه ویژگیهایی باشد باید تصویب شود، و اگر فاقد چه ویژگیهایی باشد نباید به تصویب برسد؟

تا پیش از این و در مرحله انجام مذاکرات هسته ای، آنچه توسط رهبر انقلاب تعیین و به مذاکره کنندگان گوشزد شده بود «خطوط قرمز نظام در مذاکرات» بود. فرض ما این است که مذاکره کنندگان محترم کشورمان تمام تلاش خود را انجام دادند تا در متن خروجی مذاکرات خطوط قرمز تعیین شده رعایت شود. اما دقت در ادبیات رهبر انقلاب پس از اتمام مذاکرات حاکی از تأکید معظّم له بر «منافع و مصالح ملّی» به جای استفاده از عبارت «خطوط قرمز نظام» است. آیا این تغییر ادبیات، به معنای کوتاه آمدن ایشان از خطوط قرمز است؟

مقام معظّم رهبری در پاسخ به نامه رئیس جمهور مرقوم داشتند: «از ملت عزیز انتظار دارم که همچنان وحدت و متانت خود را حفظ کنند تا بتوان در فضای آرام و خردمندانه به منافع ملّی دست یافت .» همچنین در خطبه دوم نماز عید فطر فرمودند: «انتظار ما این است که دست اندرکاران، با دقّت مصالح را مصالح کشور را، مصالح ملّی را در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.» و سپس در بیانات ظهر عید فطر در حسینیه امام خمینی تأکید فرمودند: «از این قضایای هسته ای و غیر هسته ای و مانند اینها، دودستگی درست نشود که هر دسته یک جور بگویند -بالاخره یک کاری است، دارد انجام می گیرد، مسؤولینی دارد، دنبال می کنند؛ إن شاء الله آنچه منافع ملّی است تشخیص بدهند و دنبال آن باشند- بین مردم نباید دودستگی به وجود بیاید.»

بنابر این، معیار و ملاک و شاخص تصویب یا عدم تصویب متن فراهم آمده از مذاکرات «منافع و مصالح ملّی» است. حال سؤال این است که چه نسبتی بین «خطوط قرمز» و «منافع ملّی» وجود دارد؟ آیا تعیین منافع ملّی به عنوان ملاک تصویب توافق، به معنای کوتاه آمدن از خطوط قرمز است؟ آیا اساساً خطوط قرمزی که رهبر انقلاب برای مذاکرات مشخص کرده بودند، بجز تأمین منافع ملّی هدف دیگری را تعقیب می کرد؟ عدم پذیرش محدودیتهای بلند مدت، ادامه کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز در زمان محدودیت، لغو فوری تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه، منوط نشدن لغو تحریمها به اجرای تعهدات ایران، مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس، مخالفت با بازرسیهای غیرمتعارف، مخالفت با پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی، و مخالفت با زمانهای 15 و 25 سال برای اتمام برخی موضوعات، به عنوان رؤوس اصلی خط قرمزهای نظام در مذاکرات مطرح بوده است. روشن است که تمام این خطوط قرمز بر مبنای منافع ملّی طراحی و ابلاغ شده بود.

حال چنانچه متن فراهم آمده دربرگیرنده خطوط قرمز مذاکرات باشد تکلیف روشن است؛ یعنی منافع ملّی را هم تأمین می کند و باید تصویب شود. ولی در صورتی که در مرحله انجام مذاکرات و با وجود تمام زحمات تیم مذاکره کننده کشورمان، تأمین این خطوط قرمز در متن نهایی مذاکرات میسّر نشده باشد، وظیفه مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملّی است که بر این خطوط قرمز -که چیزی جز منافع و مصالح ملّی را دنبال نمی کند - پافشاری کرده و جلوی تصویب توافقی که ناقض خطوط قرمز و بالتّبَع نافی مصالح ملّی است را بگیرند.

یک نکته ظریف دیگر در بیانات دیروز رهبر انقلاب وجود داشت که می تواند نشان از تعیین یک معیار جدید برای بررسی و تصویب توافق باشد، و آن تأکید ایشان بر «حفظ وحدت ملّی» و جلوگیری از ایجاد دودستگی و اختلاف در بین مردم است. یعنی مجاری قانونی باید در تصویب یا عدم تصویب متن، علاوه بر خطوط قرمز، نسبت به تأثیر اجتماعی تصویب یا عدم تصویب توافق هم حساسیت به خرج داده و از این زاویه هم به ماجرا نگاه کنند.

به تعبیر طلبگی، در تزاحم بین ملاکات باید ملاک أهمّ را در نظر گرفت. ممکن است بعضی اینطور ادعا کنند که برای حفظ ملاک أهمّ (یعنی وحدت جامعه) لازم است از ملاک مهمّ (یعنی خطوط قرمز) دست برداریم. اگر واقعاً چنین تزاحمی وجود داشته باشد این سخن درست است، و تصمیم حکیمانه این است که وحدت اجتماعی را قربانی خطوط قرمز مذاکرات هسته ای نکنیم. ولی باید توجه داشت که گاهی تزاحم بین ملاکات یک تزاحم واقعی نیست، بلکه تزاحم ادّعایی و غیر واقعی است. تعریف دقیقی که رهبر انقلاب در خطبه اول نماز عید از ملت ایران ارائه کردند اینجا به کار می آید تا مسؤولان تصمیمگیر، اسیر برداشتهای غلط از واقعیات اجتماعی ملت ایران نشوند، و به بهانه حفظ منافع ملّی نسخه غلط برای سرنوشت مذاکرات هسته ای نپیچند. ملت ایران همصدا با رهبر خود، توافقِ ناقضِ خطوطِ قرمزِ نظام را یک توافق بد می داند؛ لذا عدم تصویب چنین توافقی باعث هیچ دودستگی در کشور نخواهد شد.

تشخیص صحیح ملاکات تأمین کننده منافع و مصالح ملّی، مأموریت خطیر و حساس این روزهای مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملّی است. از خدای متعال برای این عزیزان طلب توفیق می کنیم که بتوانند با دقّت و درک درست از مقوله «منافع ملّی» و شناخت صحیح «ملّت ایران»، تصمیم خداپسندانه ای بگیرند که در دنیا و آخرت خودشان را روسپید و ملت ایران را سربلند کند.


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


زنده باد خامنه ایِ رهبر!

سه شنبه 93 بهمن 7 ساعت 6:25 عصر

چند شب پیش برای دیدار پدر عزیزم که تازه از مأموریت تفحص برون مرزی برگشته بودند راهی تهران شدم. لابلای تصاویر سفر اخیرشان، به عکس زیبایی رسیدم که حکایت جالبی دارد. تصویر سنگ یادبودی که رژیم بعثی عراق در منطقه عملیات بدر در شرق رودخانه دجله بنا کرده و به اصطلاح، افتخارات رژیم صدام(!) را بر روی آن حکاکی کرده اند.
عملیاتی که ما آن را به اسم «عملیات بدر» می شناسیم، در این لوح یادبود به عنوان «تاج المعارک» معرفی شده و اطلاعاتی مانند نام یگانهای بعثی شرکت کننده در عملیات و نتایج آن و نیز خسارتهای دشمن (یعنی ایران!) بر روی این کتیبه نقش بسته است. اما آنچه در این تصویر از همه مهمتر است، حرف دلِ امروز ملت عراق است که عشایرِ شجاعِ عراقیِ شرقِ دجله با رنگ قرمز بر روی کتیبه نوشته اند، و به منزله خط بطلانی است بر آرزوها و نیّات شیطانی صدام ملعون و اربابان آمریکایی اش: «عاش القائد الخامنئی»! زنده باد خامنه ایِ رهبر!
پدرم تعریف می کردند: وقتی در این سفر برای آغاز عملیات جستجوی پیکرهای مطهر شهدای عملیات بدر و سردار دلاور لشکر عاشورا، شهید آقا مهدی باکری وارد این منطقه در عمق خاک عراق شدیم، چیزی که به همه بچه های تفحص روحیه ای مضاعف بخشید دیدن همین دستخط قرمز رنگ بر روی این کتیبه بود.
آری، امروز اگرچه آقا مهدی باکری و شهدای عملیات بدر در میان ما نیستند، ولی آنچه آن بزرگمردان برای تحقق آن ایستادند و جان خویش را تقدیم کردند محقق شده است، و فرهنگ انقلاب اسلامی و تبعیت از ولایت فقیه، به برکت خون شهیدان و مجاهدت رزمندگان در عراق حاکم شده، و همین فرهنگ عامل پیروزیهای پی در پی این روزهای جبهه مقاومت اسلامی در سرتاسر منطقه، از عراق تا سوریه و لبنان و فلسطین است.
راستی، برای بچه های تفحص دعا کنید؛ و دعا کنید إن شاء الله پیکر مطهر آقا مهدی باکری هم پیدا بشه.. بازگشت پیکر آقا مهدی، طوفان بزرگی به پا خواهد کرد..

باقرزاده 


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


روز قدسی که سیدحسن نصرالله را از نزدیک دیدم!

پنج شنبه 93 مرداد 2 ساعت 6:44 عصر

 

وقتی سیدحسن نصرالله فرقه گرایانه سخن گفت
روز قدس سال گذشته را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. به همراه همسرم و سیدعلی از خانه مان در ضاحیه به سمت مجمّع سیدالشهداء حرکت کردیم. هنگامی که وارد سالن شدیم، جوانان و نوجوانان حزب الله مشغول رژه مخصوص روز قدس بودند. رژه که تمام شد، همه ی چشمها به پرده بزرگ بالای جایگاه بود تا مثل همیشه به دلیل مسائل امنیتی و حفاظتی، سید از طریق ویدئوکنفرانس برای مردم سخن بگوید. همه روی صندلیها نشسته بودند و منتظر آغاز سخنرانی بودند. اما ناگهان..! ناگهان در مقابل دیدگان حیرت زده مردم، سید به روی سِن آمد! جمعیت از شدت هیجان منفجر شد! همه برخاستند، اما انگار ایستادن و فریاد خوشحالی سردادن هم نتوانسته بود از شدت هیجان مردم بکاهد! این بود که هجوم جمعیت به سمت جایگاه برای نزدیک شدن به سید آغاز شد! آنهایی هم که عقب تر بودند برای اینکه بتوانند سید را ببینند، روی صندلیهایشان ایستاده بودند.
سید بعد از اینکه به ابراز احساسات مردم پاسخ داد، پشت تریبون قرار گرفت و سخنان 37 دقیقه ای خود را آغاز کرد. تحولات اخیر منطقه، خصوصاً عملیاتهای مستقیم حزب الله در سوریه، بمبگذاریهای تکفیریها در ضاحیه، اخبار حمایت حماس از تکفیریها، و شایعات اختلاف گروههای مقاومت فلسطینی با حزب الله، سبب شده بود که همه منتظر باشند تا ببینند آیا در سخنان دبیر کل حزب الله لبنان نشانی از تغییر راهبرد و استراتژی در خصوص فلسطین و حمایت از گروههای مقاومت فلسطینی به چشم میخورد یا نه. اما سید محکمتر از همیشه بر راهبرد حمایت از مقاومت در فلسطین تأکید کرد و گفت:
«ما در کنار فلسطین و ملت آن خواهیم ماند و به رابطه ی مستحکم و گرم با همه ی گروه‌ها و نیروهای فلسطینی بسیار علاقه مند هستیم. گرچه شاید در بعضی مسائل و موضوعات مرتبط با خود فلسطین، سوریه و منطقه با آن‌ها اختلاف داشته باشیم. ولی ما از منادیان توافق بر سر نقاط اشتراک هستیم. چه رسد به این که این نقطه ی اشتراک فلسطین و شعار هم «القدس تجمّعنا» باشد. قدس باید ما را گرد هم بیاورد و پایبندی به فلسطین، قضیه ی فلسطین و ملت آن باید از هرگونه اختلاف فکری، عقیدتی، دینی، مذهبی، فقهی، سیاسی، ملی گرایانه یا مسائل دیگری که بر سر آن‌ها اختلاف داریم، برکنار باشد.»
اما این همه ماجرا نبود. اوج سخن، در دقایق پایانی آن نهفته بود. آنجا که سید برای اولین بار اعلام کرد میخواهد برخلاف همیشه که بعنوان یک مسلمان یا یک لبنانی یا یک عرب سخن میگفت، این بار به عنوان یک "شیعه" حرف بزند! گوشها تیز شده بود تا بشنوند حرف سید چیست که اینگونه تأکید میکند که میخواهد فرقه گرایانه اعلام موضع کند:
برادران و خواهران، من همیشه به عنوان یک مسلمان، لبنانی، عرب یا... صحبت می‌کنم. اما به بنده اجازه دهید این بار به عنوان یک "شیعه" صحبت کنم. بنده می‌دانم این روزها تحریک مذهبی زیاد است. هدف کسانی که پشت همه ی این تحرکات هستند این است که ما شیعیان، قدس و ملت فلسطین را فراموش کنیم. بلکه بیش از این: دشمن میخواهد ما از هر چه فلسطین و فلسطینی است بدمان بیاید. آن‌چه امروز روی آن کار می‌شود این است که روزی برسد که شیعیان از معادله ی نبرد عرب و اسرائیل خارج شوند.
اما امروز، در روز قدس، آخرین جمعه ی ماه مبارک رمضان 2013 میلادی اعلام میکنم: ما شیعیان علی بن ابی طالب در جهان، از فلسطین، ملت فلسطین و مقدسات امت در فلسطین دست بر نخواهیم داشت. به ما بگویید رافضی، تروریست، جنایت‌کار… هر چه می‌خواهید بگویید؛ ما را هر جا که یافتید و در همه ی جبهه ها و بر در هر حسینیه و مسجد بکُشید؛ اما بدانید ما شیعیان علی بن ابی طالب فلسطین را تنها نخواهیم گذاشت. ما در این راه هزاران شهید، بلکه بهترین شهیدان از سید عباس تا شیخ راغب و حاج عماد را تقدیم کرده‌ایم. در این راه پاره‌های جگرمان و عزیزانمان به شهادت رسیده‌اند.
پس روز قدس را با این سخن خطاب به همه ی جهان به پایان می‌برم: ما در حزب الله، این حزب اسلام‌گرای شیعه ی امامیِ اثنی عشری از فلسطین، قدس، ملت فلسطین و مقدسات این امت در فلسطین دست بر نخواهیم داشت.

 
........... 
متن کامل سخنان مهم سیدحسن نصرالله به فارسی:http://bit.ly/mkamel
گزارشی از اهمیت حضور شخصی سید در مراسم روز قدس سال گذشته:http://bit.ly/steshhad


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


خاطره ای که براى اولین بار گفته میشود:
توصیه حاج آقا مجتبى? تهرانی به رزمندگان مقاومت اسلامی
این روزها که ملت مظلوم فلسطین و مردم قهرمان غزه بیش از گذشته زیر حملات وحشیانه رژیم اشغالگر صهیونیستی هستن، خیلی از دوستان می پرسن: «چه کاری از دست ما برمیاد؟» این سؤالی است که باید پاسخی همه جانبه بهش داد؛ و البته این پاسخ همه جانبه، موضوع این یادداشت نیست. این یادداشت فقط میخواد به یکی از مهمترین کارهایی که از دست ما برمیاد اشاره کنه. اما اصل داستان:
یکی از بزرگترین توفیقات زندگیم این بود که چند سال آخر حیات پربرکت حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی بتونم در مجموعه مرتبط با دفتر ایشون خدمتگذاری کنم. کسانی که با سیره خاص اون بزرگوار آشنا هستند میدونن که حاج آقا حتی بعد از افتتاح دفتر مرجعیت، با گروههایی که از سازمانها و نهادهای مختلف برای توصیه و نصایح اخلاقی درخواست ملاقات میکردند، تقریبا هیچ دیدار خصوصی نداشتند، و همه رو به جلسات عمومی اخلاقشون ارجاع میدادند. اما یکی از معدود مواردی که حاج آقا اذن ملاقات خصوصی صادر فرمودند دیدار جمعی از فرماندهان حزب الله لبنان بود.
نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت ایشون در دفتر اقامه شد و پس از نماز، حاج آقا به زبان عربی شروع به صحبت کردند: «...لا تعتمدوا علی أسلحتکم وصواریخکم وتدبیرکم، بل اعتمدوا علی الله تعالی. وعلیکم بسلاح الأنبیاء. روی عن أبی الحسن الرضا علیه السلام قال: علیکم بسلاح الأنبیاء، قیل وما سلاح الأنبیاء؟ قال علیه السلام: الدعاء! وعلیکم بسلاح المؤمن. روی عن رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم: الدعاء سلاح المؤمن وعماد الدین ونور السموات والأرضین...»
یعنی: تکیه و اعتمادتون به سلاحها و موشکها و تدابیر خودتون نباشه، بلکه تکیه تون فقط به خدا باشه. و بر شما باد به سلاح انبیاء! از امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند بر شما باد به سلاح انبیاء. سؤال شد که سلاح انبیاء چیست؟ حضرت فرمودند: دعا. و بر شما باد به سلاح مؤمن. همچنانکه از رسول اکرم روایت شده که فرمودند دعا اسلحه مؤمن است..
توصیه هاى حاج آقا مجتبى به رزمندگان مقاومت اسلامی با دو نکته دیگر ادامه پیدا کرد: "اخلاص در عمل" و "اخلاص در دعا". البته آن جلسه لطایف دیگری هم داشت؛ از جمله آخرین کلام حاج آقا خطاب به جمع حاضر: "عرض سلام و اخلاص بنده رو به حضرت آقاى سیدحسن نصرالله برسونید!" 
الغرض، نگاه معرفتی و معنوی حاج آقا مجتبى به ما این درس رو داد که برخلاف آنانکه براى دعا جایگاه و اهمیتی قائل نیستند، "دعا" را به عنوان یک "سلاح" درمقابل دشمنان اسلام به کار بگیریم. اگر ما آنگونه که در معارف اهل بیت علیهم السلام وارد شده دعا کنیم و شروط و لوازم استجابت دعا را رعایت کنیم، مطمئناً میتوانیم مقدّرات امت اسلامی را با همین دعاهاى خالصانه شبهاى ماه مبارک رمضان به أحسن وجه تغییر دهیم.
دعا براى ملت فلسطین را جدی بگیریم و این روزها و شبهاى پایانی ماه رمضان براى نابودی رژیم صهیونیستی و حامیان ظالمش زیاد دعا کنیم. البته همانطور که در صدر یادداشت عرض کردم، دعا وظیفه منحصر بفرد ما نیست. وظایف دیگری هم داریم که باید به آن بپردازیم. 


-------- 
پ.ن: عکس پیوست، تنها عکسی است که از آن جلسه تاریخی وجود دارد، که آن را هم با ترس و لرز(!) با گوشی قراضه م گرفتم. صوت سخنان حاج آقا رو هم با همون گوشی ضبط کردم و دارم. 
لینک یادداشت در رجانیوز:http://www.rajanews.com/detail.asp?id=196890


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


غزه در انتظار راهپیمایی ما

پنج شنبه 93 مرداد 2 ساعت 6:42 عصر

 

رفیق فلسطینیم که ساکن غزه ست، امروز بعد از اینکه خبر شهادت حدود 100 نفر از مردم مظلوم محله ى الشجاعیة رو داد و از کشته شدن حداقل 20 نفر از سربازان متجاوز صهیونیست خبر داد، نوشت: ما منتظر تظاهرات میلیونی مردم ایران در حمایت از فلسطین و غزه ایم.. هرچی جهان عرب ما رو خوار کرد و تنها گذاشت دیگه کافیه، فقط شما یار و یاور مایید.. تهران باید بپا خیزد..
بعد هم از محاصره ى غزه گفت و اینکه مصر گذرگاه رفح رو به روى آمبولانسها و نیروهاى امدادی بسته، و آخرش هم نوشت: لعن الله أمة قتلتنا ولعن الله أمة ظلمتنا ولعن الله أمة سمعت بحالنا فرضیت. لعنت خدا بر آنها که ما را می کشند، و لعنت خدا بر کسانی که به ما ظلم می کنند، و لعنت خدا بر آنها که از حال ما باخبر می شوند و سکوت می کنند و رضایت می دهند. 
حرف دیگه ای ندارم؛ فقط: خدا کنه این لعن آخری در دنیا و آخرت یقه ى ما رو نگیره..

 

#غزة_تحت_القصف #غزة #فلسطین #القدس_لنا #کلنا_فلسطین


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


پیام یک جوان فلسطینی به جوانان ایرانی

پنج شنبه 93 مرداد 2 ساعت 6:41 عصر

 

یکی از رفقا توى واتساپ ازم پرسیده بود: "ما براى فلسطین چیکار میتونیم بکنیم؟" همین سؤال رو از یکی از دوستان فلسطینی م که ساکن غزه است پرسیدم، و بهش گفتم دوست دارم تو جواب بدی تا من پاسخت رو به دوست ایرانیم منتقل کنم. اونم وسط بمباران اسرائیلیها، در حالی که هر از گاهی صوت مستقیم انفجارها رو برام میفرستاد، اینطور جواب داد:
1. ادامه ى پشتیبانی و حمایتتون از مقاومت، با سلاح و آموزش. 
2. عدم تغییر موضع حمایتی تون نسبت به فلسطین، بواسطه ى برخی اقدامات غلط و ضد ایرانی عده ى اندکی از فلسطینی ها.
------ 
نکته ى دومی که رفیق فلسطینیمون مطرح کرد، دقیقاً همون دردیه که این روزها خیلی آزارم میده:
نفهمی و بی شعوری و بی بصیرتی بعضی مدعیان حزب اللهی گری و ولایتمداری، که اقدامات تعداد قلیلی فلسطینی تکفیری را به پاى جریان مقاومت مینویسن، و این روزها مقدّس مآبانه به دنبال تئوریزه کردن ضرورت قطع پشتیبانی و حمایتها از ملت مظلوم فلسطین هستن. 
خدایا ما را از شر این احمقها نجات بده، و ملت فلسطین را بر دشمنان اسلام پیروز فرما..


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []



لیست کل یادداشت ها

آیا رهبر انقلاب از خطوط قرمز مذاکرات هسته ای کوتاه آمدند؟
زنده باد خامنه ایِ رهبر!
روز قدسی که سیدحسن نصرالله را از نزدیک دیدم!
توصیه حاج آقا مجتبى? تهرانی به رزمندگان مقاومت اسلامی
غزه در انتظار راهپیمایی ما
پیام یک جوان فلسطینی به جوانان ایرانی
[عناوین آرشیوشده]