+ از شعار تا شعور

يكشنبه 15 ارديبهشت 1387 ساعت 12:3 صبح

پيش‏نوشت: متن زير را دقيقاً يك سال قبل نوشته بودم ولي قسمت اين‏طور بود كه با يك سال تاخير بياد روي وبلاگ؛ ان‏شاءالله امسال يه كاري بكنيم كه آخر سال شرمنده نباشيم!
هميشه يكي از دغدغه‏هاي فكري‏ام كه متاسفانه هنوز هم هيچ گام عملي براي آن برنداشته‏ام، اين بوده‏است كه به نوبه‏ي خودم و در حدّ توانم در جهت تحقق خواسته‏هاي آقا تلاش كنم. خوب؛ خواسته‏هاي آقا فراوان است و از سخنان و پيام‏هايشان مي‏توان آن را استخراج كرد. البته بعضي از خواسته‏هاي آقا مخاطب خاص دارد و خيلي به ما مربوط نميشه. اما بسياري از آن‏ها مخاطب عام دارد كه همه‏ي ما مسوؤل اجابت آن هستيم. اما چند نكته :
اولاً يك مشكل و مانع بر سر راه تحقق خواسته‏هاي آقا اينه كه مخاطبان پيام آقا خيلي وقت‏ها متوجه نيستند كه اوامر ايشان مولوي و لازم الإطاعة است. گاهي مردم (حتي كساني كه خودشان را خيلي هم ولايتي و عاشق و شيفته‏ي آقا مي‏دانند) فكر مي‏كنند حالا آقا يه چيزي فرموده‏اند ديگه! يا بعضي توجيهشان اين است كه منظور آقا به ما نبود! يعني هميشه احساس مي‏كنند اشخاص ديگري مخاطب آقا هستند. در حالي كه آقا به عنوان ولي‏امر و رهبر جامعه سخن مي‏گويند و اگر نهي يا امري مي‏كنند در وهله‏ي اول اين امر و نهي بر گردن همه‏ي آحاد جامعه تعلق مي‏گيريد؛ مگر اينكه با قرينه‏ي ديگري ثابت شود كه آن امر يا نهي ، مخاطب خاص داشته است.


نوآوري و شكوفايي


ثانياً در بين خواسته‏هاي آقا، بعضي محوري‏تر و اساسي‏تر هستند. يعني ساير خواسته‏ها و اوامر را هم شامل مي‏شوند يا مبناي ديگر خواسته‏ها هستند. لذا بايد دقت و حساسيت بيشتري هم به آن‏ها داشت. از جمله‏ي اين خواسته‏هاي محوري بايد به پيام‏هاي نوروزي ايشان اشاره كنيم. به هر حال پيامي كه آقا در ابتداي هر سال به ملت و جامعه‏ي اسلامي مي‏دهند بيان كننده‏ي خط مشي و جهت‏گيري اساسي و محوري جامعه در طول آن سال است و بسياري از اوامر و نواهي ديگر حول محور آن شكل مي‏گيرد.
چيزي كه خيلي زجرآور است اين است كه با يك چنين پيام محوري و راهبرد اساسي كه بايد مبناي تمام حركات جامعه (مردم و مسوؤلان) در طول سال باشد صرفاً به عنوان يك شعار برخورد مي‏شود و كم‏تر به مرحله‏ي شعور مي‏رسد. نهايت كاري كه انجام مي‏شود اين است كه آن پيام و خواسته‏ي مهم آقا را در بنرها و پوسترهاي رنگارنگ و بزرگ و كوچك در خيابان‏ها و تابلوها مي‏بينيم و يا در روزهاي پاياني سال به جهت خالي نبودن عريضه يك همايش پر خرج هم با همان عنوان برگزار مي‏كنيم؛ و آنچه اين وسط ضايع مي‏شود و مغفول مي‏ماند اصل خواسته‏ي ولي‏امرمان است.


گنجاندن نام سال در طرح‌هاي زيباسازي شهرداري


در پست اول گفتم مدتي است به اين نتيجه رسيده‏ام كه حرف زدن بس است و شعار دادن كافي است. اگر آقا براي سال عنواني انتخاب مي‏كنند براي اين نيست كه من و تو تا آخر سال شعارش را بدهيم. براي اين نيست كه برايش همايش بگيريم يا آن را در طرح زيباسازي فضاي شهري بگنجانيم. بلكه براي اين است كه به آن عمل كنيم؛ براي اين است كه آن شعار را به عنوان مهم‏ترين تكليف اجتماعي خود در طول سال بدانيم و براي تحقق آن تلاش (بخوانيد جهاد) كنيم.
   پ.ن: اين روزها مشغول نوشتن پايان‏نامه‏ي كارشناسي ارشد هستم؛ تمام تلاشم اينه كه در تدوينش نوآوري به خرج بدم و بتونم نظريه‏ي جديدي مطرح كنم. نوشتن پايان‏نامه برام شده يك جهاد علمي؛ برام دعا كنيد كه از اين جهاد موفق بيرون بيام.


نوشته شده توسط : سيد كميل

بسم الله []



ليست كل يادداشت ها

[15/2/1387- 12:3 ص] از شعار تا شعور
[آرشيو شده ها]