سفارش تبلیغ
صبا

آقای قالیباف سلام !

چهارشنبه 87 آبان 29 ساعت 10:16 عصر

این روزها سر آقای قالیباف و هم‏کاران‏شان در شهرداری تهران شلوغ‏تر از همیشه است که دلیل آن هم برگزاری اولین اجلاس شهرداران کلان‏شهرهای آسیایی در تهران است. ایشان در آخرین یادداشت سایت شخصی‏ خود به این مطلب اشاره کرده‏اند و در توضیح اهداف این اجلاس نوشته‏اند:
در این اجلاس مجموعه‏ای از تجربه‏ها، خلاقیت‏ها و مدیریت‏های موفق در سطح جهانی به تهران می آیند، تهران را می‏بینند و با ما رو راست حرف می‏زنند، می‏خواهیم از آنها بیاموزیم.
می‏خواهیم از جا به جایی پرحجم مسافر در پکن بیاموزیم؛ از شبکه خوب مترو در سئول، از خیابان‏های چند طبقه توکیو، از پاکیزگی کوالالامپور، از شبکه خوب تاکسیرانی بعضی کشورهای عربی و هزاران آموختنی دیگر. این اجلاس، اجلاسی است برای مردم تهران؛ برای مردمی که سعی می‏کنیم با این تجربه آموختن، حمل و نقل روان‏تری برایشان داشته باشیم، فضای سبز بهتری ایجاد کنیم، دیگر اعصابشان در این ترافیک تهران خرد نشود و... گرچه راه طولانی است اما پیمودنی است.

بدون شرح 

اینکه این اجلاس چنین نتایج خوش‏آیندی را برای تهران به ارمغان بیاورد، نویدی مبارک است که امیدواریم با تلاش خدمتگزاران مردم به ثمر بنشیند و کام شهروندان تهرانی را شیرین کند. اما نکته‏ی اصلی در نگارش این پست بخش آخر یادداشت ایشان است و یکی دو تکمله که با اجازه‏ی آقای قالیباف می‏خواهم بیان کنم. ایشان در ادامه نوشته‏اند:
زمانی پیمودن این راه سخت می شود که از صفر شروع کنیم، به آزمون و خطا مشغول شویم؛ هزینه گزاف از بیت المال بدهیم و بخواهیم چرخ را دوباره اختراع کنیم... نمی‏دانم چرا بعضی فکر می‏کنند آموختن از تجربه دیگران زشت است! اتفاقا من فکر می‏کنم که نه تنها زشت نیست بلکه عقلانیت ایرانی را به سایرین نشان می‏دهد.
لازم است به حضور آقای قالیباف عرض کنیم که کسی آموختن از دیگران را آنگونه که شما پنداشته‏اید، زشت نمی‏داند؛ بلکه آنچه زشت است «خودباختگی» در برابر مظاهر تمدن و پیشرفت کشورهای توسعه یافته است؛ درد مزمنی که متأسفانه تعدادی از مسوولان کشور و یا کسانی که به یکی دو سفر خارج از کشور رفته‏اند مبتلای به آن شده و می‏شوند.
آنچه کشور ما امروز به آن نیازمند است «اعتماد به نفس ملی» است و تأمین این هدف مهم جز با خودباوری آحاد جامعه خصوصاً جوانان و مسوولان کشور امکان‏پذیر نخواهد شد.
مقام معظم رهبری بارها در دیدارهای‏شان با اهالی دانش‏گاه و علم و فن‏آوری بر این مطلب تاکید فرمودند که ما آموختن از دیگران را ننگ و عار نمی‏دانیم و هیچ‏کس هم نگفته‏است که نباید شاگردی کنیم؛ آنچه موجب عقب‏افتادگی ما در عرصه‏ی حلّ عالمانه‏ی مشکلات جامعه می‏شود، احساس زبونی و ضعف نفس و ناتوانی درونی است. رهبر عزیزمان در تبیین این بیماری می‏فرمایند:
نقطه‏ى مقابل اعتماد به نفس، خودکم‏بینى است؛ خودکم‏بینى در مقابل فکر یک جناحى از ملت‏هاى عالم - که امروز غرب مظهر آن است - خودکم‏بینى در مقابل فلسفه‏ى آن‏ها، خودکم‏بینى در مقابل علم آن‏ها، حتّى خودکم‏بینى در مقابل الگوهاى توسعه‏ى ملى که آن‏ها پیش‏نهاد می‏کنند؛ در حالى که الگوى توسعه‏ى ملى نسبت به ملت‏هاى مختلف، گوناگون است. خودکم‏بینى، این بیمارى بسیار خطرناک، که در طول ده‏ها سال متوالى آن را در کالبد ملت ما تزریق کردند. واژه‏ى فرنگى، فکرِ فرنگى، گرده‏بردارى از واژه‏هاى فرنگى، جزو کارهاى رایج ماست. من الان گوش می‏کنم، متأسفانه مى‏بینم علاوه بر واژه‏هاى فرنگى‏اى که در طول ده‏ها سالِ گذشته بر زبان مردم جارى شده و وجود دارد، باز در رادیو و تلویزیون ما هر چند وقتى یک بار، یک واژه‏ى فرنگىِ دیگر مطرح می‏شود که مردم باید از هم سؤال کنند: آقا این یعنى چه؟! بروند به یکى مراجعه کنند؛ آقا معنایش چیست، تا معنایش را بفهمند! خب، چه لزومى دارد؟ این مفهومى که تازه وارد کشور شده که شما می‏خواهید برایش لغتى بیان کنید، خب برایش لغت بساز! زبان فارسى با این گستردگى...
آقای قالیباف! راه دور نرویم! واژه‏ی فرنگی BRT را چه کسی برای اولین بار بر زبان مردم این شهر انداخت و با تاکید و آب و لعاب بسیار بارها تکرار کرد تا همه آن را فرا بگیرند و به کار ببرند؟ البته این تنها یک نمونه از خودکم‏بینی‏هایی است که این روزها زیاد می‏بینیم و می‏شنویم.
امیدوارم آقای قالیباف در این اجلاس آنچه برای اداره‏ی بهتر شهر و انجام مسوولانه‏تر وظایف شهرداری به آن نیاز دارند را از هم‏تایان آسیایی خود بیاموزند و حقیقتاً به فکر خدمت به مردم و حل مشکلات پیچیده‏ی کلان‏شهر تهران باشند و خدای‏نخواسته این اجلاس پرهزینه که به فرموده‏ی شهردار محترم باید کلاس درسی برای آموختن ایشان و هم‏کارانشان باشد، به محملی برای تبلیغات پر زرق و برق زودهنگام ریاست جمهوری تبدیل نشود.


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


آشیــــــــــــــخ تو هم !!!

جمعه 87 آبان 24 ساعت 1:24 عصر

...یک توصیه‏ى دیگر این است که بهانه هم دست دیگران ندهید. من مى‏بینم متأسفانه گاهى بهانه‏هایى هم از طرف خودِ شما داده میشود که این را هم بایستى توجه کنید که بهانه هم دست دیگران ندهید؛ مراقبت کنید؛ حزم کنید. و گفت: «اتّقوا من مواضع التّهم».
گفتند یک شیخى در یک مدرسه‏ى دینى به طلبه‏اى گفت که گفته‏اند فلان طلبه، فلان مراوده‏ى غلط را دارد. طلبه هم گفت: اتّقوا من مواضع التّهم، آشیخ تو هم! خلاصه اینکه مواظب باشید، مراقبت کنید؛ «اتّقوا من مواضع التّهم» براى خودتان و براى دولت مسأله درست نکنید و براى جنجال‏آفرینى‏ها -که کسانى دنبالش هستند- بهانه ندهید.

من مى‏بینم متأسفانه گاهى بهانه‏هایى هم از طرف خودِ شما داده میشود که این را هم بایستى توجه کنید که بهانه هم دست دیگران ندهید؛ مراقبت کنید؛ حزم کنید.

آنچه خواندید، بخشی از توصیه‏های رهبر معظم انقلاب به هیأت دولت بود که در دیدار شهریور ماه 87 بیان فرموده‏اند. کاش رئیس جمهور عزیز کمی بیشتر به نصیحت‏های رهبری گوش می‏کردند و جلوی بعضی بی‏تدبیری‏هایی که هر از گاه، از منتسبین به ایشان سر می‏زند و خوراک جنگ رسانه‏ای مخالفان دولت اسلامی را فراهم می‏آورد، می‏گرفتند.
اقدامات، سخنان، مقالات و موضع‏گیری‏هایی که از جهالت عاملان آن‏ها سرمنشأ می‏گیرد و واقعاً جای دفاع باقی نمی‏گذارد؛ و کاش حالا که ظاهراً  رئیس جمهور عزیز در پیش‏گیری از چنین رفتارهایی چندان موفق نبوده‏اند، لاأقلّ سریعاً مسبّبان این برخوردها را ملزم به عذرخواهی و اصلاح کنند تا جلوی خسارت بیش‏تر گرفته شود؛ نه اینکه با توجیه بعد از توجیه بر موضع غلط قبلی پای‏فشاری کنند و اندک محمل باقی مانده برای سهو و نسیان و غفلت را هم بر باد دهند.
چون در صورت عدم اصلاح، هزینه‏ای که به خاطر چنین اشتباه‏های غیرقابل توجیه منصوبان ایشان پرداخته می‏شود، نه از جیب عاملان آن و نه حتی از جیب شخص رئیس جمهور، بلکه از جیب ملت ایران و همه‏ی حامیان دولت اسلامی پرداخته می‏شود.
آخرین نمونه از این دست، اقدام زشت و زننده‏ی سازمان میراث فرهنگی و توهین به قدر و منزلت قرآن کریم است که از نحوه‏ی اتفاقی که افتاد کاملاً مشخص است که جهالت و بی‏تدبیری و کج‏فهمی و فقدان درک و شعور صحیح برگزارکنندگان مراسم عامل اصلی آن بوده است؛ چراکه به خیال خام و فهم ناقص خودشان قصد داشته‏اند مثلاً به قرآن عزت و احترام بیش‏تری بدهند!!! غافل از اینکه چنین بازی‏هایی نه تنها تکریم قرآن نیست بلکه می‏تواند «توهین» به حساب آید و یا دست‏کم بهانه را فراهم آورد تا عده‏ای چنین تبلیغ کنند؛ یعنی گرفتار آمدن در همان دامی که رهبر معظم انقلاب، دولت را از فرو افتادن در آن برحذر داشتند.
هم‏چنان که در بیانیه سازمان و نیز مصاحبه‏ی بعضی مسوولان آن همین مطلب روشن می‏شود؛ آنجا که ایشان در توجیه این عمل زشت، عذری بدتر از گناه می‏تراشند و می‏فرمایند: هنگام شروع مراسم با نوای دلنشین دف(؟!؟!؟) که یاد آور فتح مکه (احتمالاً منظورشان همان ورود به یثرب است!) توسط پیامبر بزرگوار اسلام (ص) است، به استقبال قرآن می‏روند
.در آن روز بزرگ مردم مکه از جمله زنان دف نواز به استقبال پیامبرعظیم الشان اسلام(ص)  و قرآن رفتند...(به فرض که چنین نقل تاریخی هم صحت داشته باشد، از کی تا حالا فعل غیر معصوم، آن هم عرب جاهلی تازه مسلمان که هنوز از تعالیم اسلام چیزی نمی‏داند برای یک سازمان عریض و طویل فرهنگی در جمهوری اسلامی حجّیت‏آور شده‏است!؟)
همین جملات به خوبی پرده از کم‏مایگی اعتقادی و تاریخی و سطح ناچیز فهم دینی گوینده‏اش برمی‏دارد و من لازم نمی‏بینم بیشتر از این به آن بپردازم.
آقای احمدی‏نژاد! بنده شخصاً به مراتب ارادت قلبی شما به اسلام و انقلاب و ولایت ایمان دارم و می‏دانم که این روزها مورد هجمه‏ی ناجوانمردانه‏ترین حملات دشمنان هستید؛ ولی اجازه ندهید عده‏ای که معلوم نیست از کجا برآمده‏اند و در پی چه آمده‏اند با کج‏روی‏هایشان آتش تهیه‏ی رسانه‏های سکولار را که هیچ‏گاه در طول سالیان گذشته دلشان برای اسلام و قرآن و روحانیت و رهبری نسوخت و همواره تماشاچی و بلکه مشوّق توهین‏ها و هتک حرمت‏ها بودند سنگین‏تر کنند.
کاش توصیه‏های دلسوزانه و خیرخواهانه‏ی آقا را بیشتر جدّی می‏گرفتید. باور بفرمایید که عمل به این نصایح برای خودتان هم خوب است.


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


گم‏نام در زمین ، نام‏دار در آسمان

چهارشنبه 87 آبان 15 ساعت 8:31 عصر

در فرهنگ اسلامی به دوری از شهرت و معروفیت و پرهیز از سروصدا و هیاهو و اسم و رسم پراکندن بسیار تاکید شده است و گمنامی و ناشناخته بودن هم فضیلت است و هم نعمت. چراکه مؤمن در سایه‏سار گمنامی و ناشناختگی با آرامش بیشتری می‏تواند در تربیت نفس خویش بکوشد و از آفات فراوان شهرت در امان بماند.
امیرمؤمنان علی(ع) در تبیین صفات مؤمنان می‏فرمایند: «المؤمن خَمول» یعنی مؤمن، گمنام است و در جای دیگر گمنامی را نعمتی الهی برمی‏شمارند: «الخُمول نعمة» و این سخن را چنین مدلّل می‏فرمایند که: «المرء لنفسه ما لم یعرف؛ فإذا عرف صار لغیره» یعنی انسان تا زمانی که شناخته‏نشده و گمنام است برای خودش است ولی آنگاه که شناخته شد برای دیگران خواهد شد.
چون کسی که معروف و شناخته شده است دائماً باید در صدد تأمین خواست و نظر دیگرانی باشد که او را می‏شناسند و از این رهگذر گاه ممکن است در جهت تأمین خواست دیگران گرفتار مخالفت با خواسته‏های پروردگار شود. زیرا بسیاری از خواهش‏های دیگران، خواسته‏های نفسانی و در تعارض با اوامر الهی است و اگر کسی خود را نساخته باشد و نتواند در برابر چنین خواسته‏های باطلی مقاومت کند، گرفتار سخط الهی خواهد شد.
اما گمنامان از یک سوی از چنین مهلکه‏ای در امانند و از سوی دیگر از فرصت گمنامی برای تزکیه و تربیت خویش بهره‏ها می‏برند‍؛ و چه زیباست آنجا که چنین مردانی، این خمول و گمنامی را از نشئه‏ی حیات مادی دنیوی با خود به نشئه‏ی حیات معنوی پس از مرگ نیز می‏برند و هم‏چنان که گمنام بودند، گمنام می‏مانند.
آری، «شهدای گمنام» همان مؤمنانی هستند که ترجیح دادند در خلسه‏ی خمول عارفانه‏شان باقی بمانند و از شراب طهور گمنامی دو سه پیمانه‏ای بیشتر بنوشند تا ما زمینیان خاکی پای در گِل مانده‏ی کور و کر آنها را نشناسیم تا ایشان در این گمنامی و شیدایی، بیشتر و بهتر به مداوای امراض روحی ما دنیازدگان شهوت‏پرست شهرت‏طلب بپردازند و من و تو را از خواب غرور و نخوت و غفلت بیدار کنند.
«شهید گمنام» حقیقتی است که دو فضیلت را در خود جمع کرده است: «شهادت» و «گمنامی»؛ و هر یک از این دو فضیلت به تنهایی برای برنده شدن در مسابقه‏ی معنویت و رسیدن به درجات عالی قرب الهی کافی است.

گمنام در زمین و نام‌دار در آسمان

پس باید گفت شهید گمنام از سایر شهدا هم بالاتر و بافضیلت‏تر است و در نتیجه دست او در پیش‏گاه الهی بازتر است و مشکل‏گشاتر است؛ چون خدا به او محبت ویژه‏ای دارد اگر او از خدا چیزی بخواهد یا از کسی شفاعت کند، خدا حتماً خواسته‏اش را اجابت می‏کند.
مزار شهید گمنام هم، هم‏چون فانوس پرفروغی، راه‏گم‏کردگان دریای پرتلاطم این دنیا را به ساحل نجات و هدایت می‏خواند و نور امید را بر دل‏های کشتی‏شکستگان اقیانوس معنویت می‏تاباند.
رسول خدا(ص) می‏فرمایند: «إنّ الله یحبّ الأتقیاء الأخفیاء الذین إذا غابوا لم یفتقدوا و إذا حضروا لم یعرفوا؛ قلوبهم مصابیح الهدی...» یعنی خدای متعال بندگان پرهیزگار پنهان خود را دوست می‏دارد؛ همانان که در عین ناپیدایی، گم نشده‏اند و در عین حضور، ناشناخته‏اند؛ آنان دل‏هایشان چراغ هدایت است...
پس چه کوته‏بین است آنکه بر مزار شهید گمنام، غصه‏ی گمنامی او را می‏خورد یا دلش به حال او می‏سوزد که چرا گمنام شده و مادری یا خواهری یا پدری و برادری ندارد تا بر سر قبر او به یادش بگرید و شیون سر دهد. چنین کسانی نه مرتبه‏ی والای شهادت را می‏شناسند و نه از فضیلت گمنامی و خمول چیزی می‏فهمند.
و چه تنگ‏نظرند آنان که برافراشته‏شدن این مشعل‏های فروزان هدایت و پراکنده‏شدن شمیم خوش مجاهده‏ی مخلصانه‏ی گمنامانه‏ی بهترین جوانان این سرزمین در نقطه‏نقطه‏ی این خاک مقدس را برنمی‏تابند و تدفین شهدای گمنام در شهرها را پراکندن غم و اندوه و سیاهی و تباهی و ناامیدی می‏انگارند. اینان نیز بیماردلانی هستند که هنوز «شهید گمنام» را نشناخته‏اند و ما برای شفای آنان دعا می‏کنیم.
و چه نفاق‏آلودند کسانی که به‏خاطر اغراض پست سیاسی‏شان با تدفین شهدای گمنام در دانشگاه‏ها مخالفت می‏ورزند و خود را به ظاهر پیرو راه شهدا و به‏دنبال حفظ کرامت و قداست آنان معرفی می‏کنند. اینان آن‏قدر خبیثند که دعای پیامبر خدا(ص) هم در حقّ‏شان مستجاب نخواهد شد و ما نیز آنان را نفرین می‏کنیم تا در دنیا و آخرت به خواری و خذلان گرفتار آیند. (سواء أستغفرت لهم أم لم‏تستغفر لهم لن یغفر الله لهم)
«شهید گمنام» حقیقتی آسمانی است که برای شناخت او باید آسمانی شوی و به همین دلیل است که در روایات، آنان را «مجهولون فی الأرض و معروفون فی السماء» می‏خوانند، یعنی گمنام در زمین و نام‏دار در آسمان؛ و چه زیبا رهبر عزیزمان در شأن آنان فرموده‏اند:
آن انسانی که در راه دفاع از ملت، دفاع از کشور، دفاع از عدالت، دفاع از حقیقت، مقابله در مقابل تجاوز و زورگویی و دست‏اندازی مراکز قدرت جهانی وارد میدان می‏شود، او برای ارزش می‏جنگد؛ اگر هیچ کس هم او را نشناسد و گمنام بمیرد و گمنام بماند هم ، در ملکوت آسمان‏ها فرشتگان الهی او را با سر انگشت به هم نشان می‏دهند. او نمی‏میرد؛ «و لا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً» این‏ها را مرده مپندارید؛ این‏ها زندگان جاویدند؛ منبع احسانند...


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []



لیست کل یادداشت ها

آیا رهبر انقلاب از خطوط قرمز مذاکرات هسته ای کوتاه آمدند؟
زنده باد خامنه ایِ رهبر!
روز قدسی که سیدحسن نصرالله را از نزدیک دیدم!
توصیه حاج آقا مجتبى? تهرانی به رزمندگان مقاومت اسلامی
غزه در انتظار راهپیمایی ما
پیام یک جوان فلسطینی به جوانان ایرانی
[عناوین آرشیوشده]