سفارش تبلیغ
صبا

بد اخلاقی انتخاباتی یا بی‏تقوایی سیاسی!؟

چهارشنبه 88 اردیبهشت 30 ساعت 5:8 عصر

همیشه با نزدیک شدن به ایام انتخابات و خصوصاً در روزهای تبلیغات نامزدها سخن از اخلاق سیاسی و انتخاباتی بسیار به میان می‏آید و هواداران کاندیداها و رسانه‏ها یکدیگر را به دوری از «بد اخلاقی سیاسی» دعوت می‏کنند. چندی پیش نیز همایش ملّی دهمین دوره‏ی انتخابات ریاست جمهوری با حضور نخبگان و صاحب‏نظران سیاسی جناح‏های مختلف برگزار شد و یکی از محورهای عمده‏ی آن همایش نیز «رقابت اخلاقی» نام داشت و اتفاقاً از منشور اخلاقی انتخابات در نظام جمهوری اسلامی نیز رونمایی شد. در این خصوص توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

یکی از رایج‏ترین بی‏تقوایی‏های سیاسی که این روزها شاهد آن هستیم این است که یعضی نامزدها و حامیان ایشان، آن‏چنان به تخریب و توهین و تهمت نسبت به یکی از کاندیداها روی آورده‏اند که گویی در وجود خودشان هیچ نقطه‏ی مثبتی یافت نمی‏شود که با تبلیغ آن رأی و نظر مردم را به سوی خویش جلب نمایند 

 1- اخلاق اسلامی که مجموعه‏ای از بایدها و نبایدهای الاهی و انسانی برای رشد فضایل و مبارزه با رذایل در نفس انسان و جامعه‏ی بشری است یخشی از مهم‏ترین معارف دینی و آیات رحمانی و روایات نورانی اهل‏بیت(ع) را تشکیل می‏دهد. تا جایی که رسول مکرم اسلام(ص) هدف از بعثت خویش را اتمام مکارم اخلاق می‏خوانند و قرآن کریم نیز ایشان را بر قله‏ی رفیع اخلاق معرفی می‏نماید.
2- جمهوری اسلامی نظامی مردم‏سالار و با محتوای اسلامی است که بر طبق قانون اساسی، خود را ملزم به رعایت همه‏ی احکام و باید و نبایدهای اسلامی می‏داند و بی‏تردید باید و نبایدهای اخلاقی اسلام عزیز نیز نباید از نظر دور نگه داشته شود. لذا همان‏طور که سازوکارهای لازم جهت صیانت از فقه و احکام اسلامی در این نظام پیش‏بینی شده‏است باید مکانیزم مورد نیاز برای اجرای اخلاق الاهی در جامعه‏ی اسلامی را نیز مشخص نماییم. از جمله، در روند برگزاری انتخابات نیز باید رعایت اخلاق اسلامی به عنوان شاخصه‏ی انتخابات در این نظام و نقطه‏ی افتراق مردم‏سالاری دینی با نظام‏های تابع لیبرال دموکراسی غربی پر رنگ و برجسته باشد.
3- همان‏گونه که خط قرمز احکام فقهی را واجبات و محرمات تشکیل می‏دهد، باید و نبایدهای اخلاقی نیز دارای خط قرمزهایی است که عبور از آنها صرفاً به معنی انجام یک سری کارهای ناپسند و مکروه تلقّی نمی‏شود؛ بلکه به منزله‏ی خروج از مرزهای تقوا و ایمان شناخته می‏شود؛ از جمله در روایات ما دروغ به عنوان یکی از پلیدترین رذایل اخلاقی و گناهان کبیره معرفی شده‏است که ریشه و کلید همه‏ی زشتی‏ها و بدی‏هاست. یعنی ملکه‏ی رذیله‏ی دروغ در نقش مادر سایر گناهان عمل می‏کند و انسان را به ورطه‏ی هر گناه  و فجور دیگری می‏کشاند.
4- بر این اساس بسیاری از اموری که متأسفانه این روزها از سوی طرفداران بعضی نامزدها مشاهده می‏شود آنگونه که در رسانه‏ها تبلیغ می‏شود، صرفاً به اندازه‏ی انجام کارهایی مکروه و ناخوش‏آیند نیست؛ بلکه ارتکاب گناهانی بس بزرگ و نابخشودنی است. غیبت، عیب‏جویی، تهمت، بهتان، سوءظنّ، دروغ‏پراکنی، تمسخر و استهزاء، توهین و افتراء و... همگی از أکبر کبائری هستند که خدای متعال در فبال آن‏ها وعده‏ی عذاب دردناک و خذلان و خواری در دنیا و آخرت را داده‏است.
5- همه‏ی فعالان عرصه‏ی سیاست لازم است تعارف را کنار گذاشته و از بازی با الفاظ بپرهیزند و «بی‏تقوایی‏های سیاسی» خویش و اطرافیان را تحت عنوان فرمالیته‏ی «بد اخلاقی سیاسی» پنهان نساخته و از این طریق سعی نکنند که قبح و زشتی گناهان کبیره‏ای را که برای به چنگ آوردن جیفه‏ی گندیده‏ی دنیا مرتکب می‏شوند، در اذهان عمومی کم‏رنگ و بی‏اهمیت جلوه دهند. لذا شایسته است که نامزدهای محترم ریاست‏جمهوری و خصوصاً هواداران ایشان از ارتکاب هر عملی که شائبه‏ی عبور از حدود الاهی و تجاوز به حقوق دیگران را دارد به شدت برحذر باشند و دین و آخرت خویش را به بهای دنیا و ریاست دیگران نفروشند که اگر چنین کنند، معامله‏ای بسیار خسارت‏بار انجام داده‏اند.
6-
یکی از رایج‏ترین بی‏تقوایی‏های سیاسی که این روزها شاهد آن هستیم این است که بعضی نامزدها و حامیان ایشان، آن‏چنان به تخریب و توهین و تهمت نسبت به یکی از کاندیداها روی آورده‏اند که گویی در وجود خودشان هیچ نقطه‏ی مثبتی یافت نمی‏شود که با تبلیغ آن رأی و نظر مردم را به سوی خویش جلب نمایند. ایشان که در سال‏های اخیر به برکت هوشیاری و بصیرت سیاسی مردم عزیز سیلی‏های پی‏درپی و کوبنده‏ای از ملت دریافت داشته‏اند، این‏ روزها به تخریب هم‏آهنگ و گسترده‏ای روی آورده‏اند تا در حقیقت نه از یک شخص خاص، بلکه از مردم انتقام بگیرند. سیره ی عملی ناشایست ایشان در سال‏های اخیر این نکته را در نزد افکار عمومی ثابت کرده‏است که این افراد اصولاً در پی به دست آوردن قدرت هستند و برای رسیدن به این هدف استفاده از هر وسیله‏ای را مباح می‏دانند و لذا اخلاق سیاسی در نزد ایشان کم‏ترین ارزشی ندارد.
7- تأسف‏بارتر آنکه عده‏ای در این وانفسای سیاست با صراحت و وقاحت اعلام می‏دارند که از ریشه و اساس
به چیزی به نام «اخلاق انتخاباتی» اعتقاد ندارند و یا کاندیدایی که لباس تبلیغ دین را نیز پوشیده‏است و وظیفه‏ی ذاتی‏اش ترویج اخلاق حسنه‏ی اسلامی در کلام و مرام است می‏گوید زمان موعظه و پند و درس اخلاق گذشته‏است. این قبیل سخنان و اظهار نظرها بی‏تردید زنگ خطری است که باید دلسوزان انقلاب و اسلام را بیدار کند و به فکر بیندازد تا کشور را از سقوط در پرتگاه انحطاط اخلاقی نجات دهند.
8- این روزها ملت ایران داغ از دست دادن یکی از اسوه‏های اخلاق و پارسایی را بر دل دارد. تشییع پرشکوه پیکر مرجع عالی‏قدر تقلید، حضرت آیت‏الله بهجت را باید میثاقی دوباره بر پیمان وفاداری ملت قهرمان ایران نسبت به همه‏ی فضایل و زیبایی‏های دینی و معنوی و اخلاقی و نماد بیزاری مردم از انسان‏نماهایی دانست که در میدان رقابت بر سر تصاحب دنیا، گوی سبقت را از یکدیگر می‏ربایند و بویی از اخلاق و تقوا به مشامشان نرسیده‏است.
أللهمّ اجعل عواقب امورنا خیراً
* همین مطلب در دولت مهر

 همایش دوم خرداد، کلکسیونی از توهین به رئیس جمهور-1 

نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []


شرکت در انتخابات ، حقّ یا تکلیف !؟

یکشنبه 88 اردیبهشت 27 ساعت 1:6 عصر

همیشه در آستانه‏ی انتخابات یکی از مباحثی که در لسان مردم و رسانه‏ها فراگیر می‏شود این است که شرکت در انتخابات حقّ مردم است و ملت برای استیفای حقّ تعیین سرنوشت در انتخابات شرکت می‏کنند. اما از منظر اسلامی مسأله به همین سادگی که در نظام‏های دموکراتیک دنیا مطرح است نمی‏باشد؛
پیش از توضیح این نکته لازم است با سه اصطلاح مهم در ادبیات فقهی-اصولی آشنا شویم: حقّ، حکم، تکلیف؛ حقّ اصطلاحی است که گاه در مقابل حکم می‏آید و گاه در قبال تکلیف و بر این اساس دو معنی متفاوت را ادا می‏سازد. آن‏گاه که حقّ در برابر حکم می‏آید به معنی «توان و امتیاز» است و هرگاه در مقابل تکلیف می‏آید به معنی «امتیاز بر کسی یا چیزی» است. البته این تفاوت در ماهیت حقّ نیست؛ بلکه تفاوت در نوع لحاظ حقّ است. یعنی هرگاه حقّ را در مقابل تکلیف لحاظ می‏کنیم نوعی تلازم به ذهن متبادر می‏شود که در اثر آن در مقابل هر حقی تکلیفی وجود دارد و به عبارت دیگر حقّ و تکلیف را دو روی یک سکّه می‏دانیم. حکم نیز عبارت است از پیوند و ارتباطی که از سوی شارع یا قانون‏گذار بین موضوع و محمولی در یک قضیه برقرار می‏شود. احکام انواع مختلفی دارند که یک قسم از آن را احکام تکلیفی یا همان تکالیف تشکیل می‏دهد. به عبارت دیگر تکلیف عبارت است از الزاماتی که در نظام تشریع و تقنین برای مکلفان مشخص شده‏است که البته این الزامات می‏تواند در قبال حق الهی و یا حقوق دیگران وضع شده‏باشد.
تفاوت مهم و معیار اساسی بازشناسی حقوق از احکام و تکالیف در این است که حقوق به طور کلی قابل چشم‏پوشی هستند و شخص ذی‏حق می‏تواند با صرف‏نظر کردن از حقّ خود آن را اسقاط نماید؛ بر خلاف احکام و تکالیف که از چنین قابلیتی برخوردار نیستند و نمی‏توان از آن‏ها صرف‏نظر کرد. بلکه شخص مکلف، ملزم به اتیان آن احکام و پای‏بندی به آن تکالیف است. این مسأله‏ای است که در علم حقوق نیز به نوعی مطرح گشته و تحت عنوان تفاوت قوانین آمره و مقررات تکمیلی از آن بحث می‏شود.


اما گاه به جهت بعضی مغالطات، میان حقوق و تکالیف آن‏چنان خلط مبحث می‏شود که بسیاری از تکالیف را در دایره‏ی حقوق می‏شناسیم و حقّ اسقاط آن را نیز برای خویش محفوظ قلمداد می‏نماییم. البته این مسأله در نظام‏های حقوقی انسان‏محور و غیر الهی بیشتر به چشم می‏خورد و غالباً توسط عده‏ای از خودباختگان فرهنگ و تمدن غرب به خورد سایر ملت‏ها نیز داده‏می‏شود. از جمله مغالطات رایج در این زمینه می‏توان به مسائلی نظیر آزادی در تمام جنبه‏های فردی و اجتماعی و همه‏ی عرصه‏ها از جمله آزادی عقیده و بیان و قلم و.. و مسأله‏ی حیات اشاره کرد.
در نظام‏های حقوقی اومانیستی بر اساس تفسیر غلط و شناخت ناصحیح انسان و جهان و عدم اعتقاد به مبدأ و معاد از جمله حقوقی که برای بشر نام می‏برند حقّ آزادی و حقّ حیات است؛ حال آنکه بر اساس تفسیر صحیح و جهان‏بینی الهی آزادی و حیات از جمله احکام الهی برای بشر هستند که انسان مکلف به پاس‏داشت آنها است و هیچ بشری حقّ اسقاط و چشم‏پوشی از این احکام را ندارد. بر همین مبناست که خودکشی در فقه اسلامی از بزرگترین گناهان کبیره محسوب می‏شود و نیز هیچ کس اجازه ندارد که حرّیت و آزادی خدادادی خود را به رقّیت و بندگی غیر خدا تبدیل نماید.
بله؛ مسأله‏ی اختیار در انجام تکلیف و اجرای احکام نیز مورد تأیید ماست؛ ولی این مسأله با تعریفی که از حقّ بیان کردیم متفاوت است. یعنی شارع حکیم به انسان مکلف اختیاراتی می‏دهد که در سایه‏ی آن اختیارات بتواند وظایف و تکالیف خود را انجام دهد و از سوی دیگر، دیگران را نیز مکلف می‏سازد که در مسیر انجام تکالیف سایرین مزاحمت و اختلالی به وجود نیاورند؛ مثلاً انسان‏ها را مکلف می‏کند که مانع آزادی مشروع دیگران نشوند و یا حیات دیگران را سلب نکنند. اما این‏ها هیچ‏کدام سبب نمی‏شود که ما آزادی و حیات را حقّ بدانیم و بنامیم.
با توجه به این مقدمه باید نگاهی مجدد بر مبحث انتخابات بیندازیم تا روشن شود که آیا شرکت در انتخابات و حضور در عرصه‏های سیاسی نظیر راه‏پیمایی‏ها و... در یک نظام مشروع اسلامی از جمله حقوق افراد جامعه به حساب ‏می‏آید و یا تکلیف آحاد مردم است؟ اگر بگوییم شرکت در انتخابات حقّ مردم است، لاجرم باید بپذیریم که ایشان حقّ اسقاط این حق را نیز دارند و لذا می‏توانند در انتخابات شرکت نکنند. زیرا قابلیت اسقاط را نمی‏توان از ماهیت حق جدا ساخت. بنابراین اگر کسی بگوید که شرکت در انتخابات هم حقّ مردم است و هم ایشان «باید» در انتخابات شرکت کنند، دچار تناقض در گفتار شده‏است. مانند اینکه بگوید: شرکت در انتخابات هم حق است و هم تکلیف!
اما بر اساس نگاه صحیح در باب نظریه‏ی سیاسی اسلام و بر مبنای سیره‏ی سیاسی رسول مکرّم اسلام و اهل بیت(ع) باید گفت که حضور در هر عرصه‏ای که موجودیّت و یا تقویت نظام اسلامی وابسته به آن است حکم الهی و تکلیف مردم است و لذا امروز که تحکیم پایه‏های نظام مردم‏سالار دینی ما به میزان حضور و مشارکت مردم وابسته است باید گفت که شرکت در انتخابات وظیفه‏ای دینی و ملی است و کسی حقّ ندارد از زیر بار این مسؤولیت الهی شانه خالی نموده و چنین بپندارد که می‏تواند از حقّ خویش گذشت کند.

بر همین مبنا است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و همه‏ی مراجع عظام تقلید همواره بر «وجوب» شرکت مردم در انتخابات تأکید می‏ورزند. به عنوان مثال به جملات زیر که همگی از کلام مقام معظم رهبری اسخراج شده‏اند دقت بفرماید:
- حضور در صحنه‏های سیاسی یکی از «باید»های انقلاب است.
- برای مردم وظیفه‏ی شرعی و عقلی و اجتماعی و سیاسی است که در صحنه‏ی انتخابات حضور پیدا کنند.
- مردم باید با همه‏ی وجود در انتخابات شرکت کنند و به هیچ وجه سستی و کوتاهی روا ندارند.
- مردم تحقیق و مطالعه کنند و از روی احساس وظیفه به پای صندوق‏های رأی بروند.
- درجه‏ی اول این است که همه احساس مسؤولیت کنند و پای صندوق‏های رأی بیایند و رأی خودشان را در صندوق بیندازند.
این جملات و استفاده از تعابیری نظیر واجب، باید، وظیفه، مسؤولیت و... مؤیّد همین مطلب است که حضور در صحنه‏های دفاع از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی یک تکلیف است نه یک حقّ؛ البته همان‏طور که اشاره کردیم انسان در انجام تکالیف خود از اختیار نیز برخوردار است که این به معنی حقّ اسقاط تکالیف نیست. هم‏چنین از سوی دیگر کسی حقّ ندارد مانع انجام تکالیف الهی انسان  شود و مثلاً هیچ‏کس نباید در روز انتخابات از رأی دادن شخص دیگری جلوگیری نموده و یا اختیار او را در انتخاب نامزد مورد علاقه‏ی خویش خدشه‏دار سازد که البته باز هم این باید ها و نبایدها موجب نمی‏شود که شرکت در انتخابات تبدیل به «حقّ» شود.
بنابراین رسانه‏ها و صاحب‏نظران و نخبگان به جای آنکه با تبلیغ  مدل منسوخ و از کار افتاده‏ی دموکراسی غربی دائماً سخن از حقّ شرکت در انتخابات بگویند باید تکلیف عقلی و شرعی آحاد جامعه را برای شرکت در عرصه‏های اجتماعی و سیاسی و از جمله انتخابات تبیین نمایند. و البته بی‏تردید مردم ایران اسلامی ما بیش از هر چیز در تصمیم‏گیری‏های فردی و اجتماعی خویش به دنبال جلب رضایت خدای متعال و انجام تکالیف شرعی خود هستند نه شعارهای فریبنده و توخالی وادادگان جهان‏بینی فاسد و منحطّ اومانیستی غربی.


نوشته شده توسط : سید کمیل

بسم الله []



لیست کل یادداشت ها

آیا رهبر انقلاب از خطوط قرمز مذاکرات هسته ای کوتاه آمدند؟
زنده باد خامنه ایِ رهبر!
روز قدسی که سیدحسن نصرالله را از نزدیک دیدم!
توصیه حاج آقا مجتبى? تهرانی به رزمندگان مقاومت اسلامی
غزه در انتظار راهپیمایی ما
پیام یک جوان فلسطینی به جوانان ایرانی
[عناوین آرشیوشده]